تبليغاتX
دلفین
ماهی یه دفعه نمی ریا
سلام به همه شما ببخشید من خیلی وقته نیومدم سعی می کنم با مطالب جدید حتما بیام
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 9:24  توسط یلدا  | 

-من از خدا خواستم به من توان و نیرو دهد

و او بر سر راهم مشکلاتی قرار داد  تا نیرو مند شوم .

-من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد

و او پیش پایم مسایلی گذاشت تا آن را حل کنم.

-من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند

و او به من فکر داد تا برای رفاهم بیشتر تلاش کنم.

-من از خدا خواستم به من شهامت دهد

و او خطراتی در زندگیم پدید آورد تا بر آنها غلبه کنم.

-من از خدا خواستم به من عشق دهد

و او افراد زجر کشیده ای را نشانم داد تا بر آنها محبت کنم.

-من از خدا خواستم به من برکت دهد

و خدا به من فرصت هایی داد تا از آنها بهره ببرم.

-من هیچ کدام از چیز هایی را که خدا خواستم در یافت نکردم

ولی به همه چیز هایی که نیاز داشتم رسیدم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 0:30  توسط یلدا  | 

کسانی هستند که وقتی از ایشان ماهی طلب می کنی،مار در کف دستت می گذارند.


 شاید آنان برای بخشیدن چیزی جز مار ندارند.

پس بخشش آنان را جوانمردی و سخاوت بپندار.

آنکه کارش فریبکاری است،گاهی به هدفش می رسد؛اما نهایت او کشتن ذات انسانی خود است.

 

آنکس که می تواند انگشت خود را بر مرز بازیک میان خیر و شر بگذارد ، براستی به سر انگشت حقیقت،

حریر لطیف لباس خدا را لمس خواهد کرد.

 

تنهایی،تندبادی بی گوش و چشم است؛همه ی برگهای خشکیده ی درخت زندگی را می برد اما

ریشه های ما را در دل زمینی که ماوای زندگی است، جاودانگی می بخشد.

                     

 اگر هنگام بخشش ترحم وجودت را لبریز کرد،روی خود را از آنکه به او می بخشی برگردان.مبادا که

شرم در چهره او و پیش نگاه تو فاش باشد.

 

اگر کسی در حق تو بدی روا داشت،می توانی بدکاری او را فراموش کنی ؛ اما اگر تو در حق او زشتی

کردی ، همواره بدکاری خود را به یاد خواهی داشت.

پس بدان که آن دیگری ، روح پر احساس تو است که در جسدی غیر از تو ماوا گرفته.

 

کسی چه میداند ؟ شایدآن جنازه که بر دستها می رود عروسی باشد در میان فرشتگان.

اندیشه ی انسان در برابر قوانین بشری سر فرود می آورد،اما روحش نه .

کینه جنازه ایست بی جان،کدام یک می خواهد تا قبر او باشد ؟

 

اگر به عمق هستی برسی زیبایی را در همه چیز خواهی یافت ، حتی در چشم هایی که از دیدن

زیبایی محرومند.

                                                                                                  جبران خلیل جبران

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 0:24  توسط یلدا  | 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 11:43  توسط یلدا  | 

niki-karimi-01(shirazpatogh.jpg
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 13:58  توسط یلدا  | 

بيا زندگي را زيارت كنيم صميمانه دل را عبادت كنيم

 

 بيا گل بكاريم در باغ دل و هر روزآن را عبادت كنيم

 

بيا قطره گرديم و باران شويم بيا عزم حس شهادت كنيم

 

بيا عشق ورزيم و عاشق شويم و از اين عشق حس سعادت كنيم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 1:41  توسط یلدا  | 


من بر انم که در اين دنيا خوب بودن سختترين کارهاست و نميدانم که چرا انسان اين موجود دانا در تکاپوهاي زندگي ره به اعجاز محبت نبرده است و اين درد مرا سخت مي ازارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 1:51  توسط یلدا  | 

وقتي تو رفتي دلم گرفت آخر با تو عاشق بودم

 با تو مي شد تا پيشواز صنوبرها رفت و پرستوها را تا دياري دور بدرقه كرد

وقتي رفتي دلم شكست

 اخر با تو مي شد تا آن سوي پرچين دل ها كوچييد و عشق را زيبا تر ديد

وقتي كه رفتي دلم گرفت

 اخر با تو مي توانستم دلتنگي هايم را به ضريح چشمانت بسپارم

و تبسم ستاره ها را در برق نگاهت ببينم

وقتي بوري دلم چه آرامش غريبي داشت

اينك بي تو دلم در جستجوي كوچه است كه به باغ مي پيوندد

و بگو اي مسافر من براي ديدنت از كدامين كوچه بيايم ؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 0:3  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:26  توسط یلدا  | 

به یک نفر می گن با بالش جمله بساز می گه رفتم شکار یه پرنده دیدم یه تیر زدم تو بالش می گن نه با

اون بالش جمله بساز می گه رفتم شکار یه پرنده دیدم یه تیر زدم تو اون بالش می گن نه اصلا با توشک

جمله بساز می گه تو شک بودم این بالش رو بزنم یا اون بالش

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:58  توسط یلدا  | 

کهنه فروش داد می زنه چراغ شکسته می خریم کفش های پاره می خریم اسباب کهنه می خریم بی

اختیار داد می زنم کهنه فروش قلب شکسته می خری

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:55  توسط یلدا  | 

آسمان را ستاره زیبا می کند  باغ را گل  عشق را محبت  چشم را اشک و تو را جراحی پلاستیک
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:0  توسط یلدا  | 

ترکه رفت امریکا ساختمان ۱۰۰ طبقه  دید . گفت: ترک هم ترک امریکا! پدرسوخته ببین آجر را تا کجا

انداخته بالا!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:58  توسط یلدا  | 

به ترکه می گن امام اولت کیه ؟ می گه یه کم راهنمایی کنید. می گن شمشیرش معروفه می گه ها

فهمیدم zoro

ترکه در مغازه رو باز می کنه می گه بسم الله الرحمن الرحیم می بینه همه چیزش رو دزد برده  می گه صدق اله علی العظیم

یه هواپیما با ۷۰ سر نشین در قبرستانی در تبریز سقوط می کنه. امدادگران ترک تاکنون ۱۵۰۰ جسد بیرون آوردند و جست و جو همچنان ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:54  توسط یلدا  | 

به یه اسکلته می گن یه چاخان بکن می گه تپلویم تپلو
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:43  توسط یلدا  | 

به یه ترکه می گن فعل زدن را صرف کن می گه زدم زدی جاخالی دادم
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:41  توسط یلدا  | 

یه بار ۵ خر در روز قیامت داشتند به طرف در بهشت می دویدند بعد یه ترکه هم داشته پشته سرشون

میدویده یک نفر ازش سوال می کنه تو چرا پشت سرشون میدوی می گه ! تا دنیا به دنیا بوده خر بودیم

حالا آدم شدیم ؟

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:4  توسط یلدا  | 

یه بار یه هزار پا از بالای درخت می افته میگه اخ پام پام پام پام پام پام پام پام پام پام پام پام پام پام پام پام پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ

...........................................................................................................................................

.....................................................................................................................................پام

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:55  توسط یلدا  | 

يك مرد ترك خلبان بوده و اسمش محمد قنبر زاده بوده بعد سوار هواپيما ميشوند بعد از ده دقيقه بلند گو هواپيما را بر مي داره و ميگه اينجانب گلام رضا گنبر زاده

ميكنه لطفا مسافرين محترم  speak    

 فرمايند موتور سمت راست هواپيما از كار افتاده ولي مشكلي پيش نمي ياد بعد از ده دقيقه دوباره بلند گو listen

 

 

را بر مي داره ومي گه اينجانب گلام رضا گنبر زاده

 ميكنه لطفا مسافرين محترم speak

 

listen

 فرمايند موتور سمت چپ هواپيما هم از كار افتاده ولي مشكلي پيش نمي ياد بعد از ده دقيقه دوباره بلند گو

 

 

را بر مي داره ومي گه اينجانب گلام رضا گنبر زاده

 

 مي كنه لطفا همه Speak

 

 

 فرمايند اشهد ان لا اله اللهrepeat

 

ها ها هه هه
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:45  توسط یلدا  | 

ای عزیز جان من

من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم

یک بهانه پوچ عاشقانه میخواهم

از غمی که میدانی

با تو بودنم سخت است

بی تو بودنم هرگز

گر بهانه این باشد

من بهانه میگیرم

عاشقانه می میرم

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 17:55  توسط یلدا  | 

  به نظر شما اینها دارند چی کار میکنند ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 11:0  توسط یلدا  | 

خلوتم را نشكن

شايد اين خلوت من كوچ كند

به شب پروانه

به صداي نفس شهنامه

به طلوع اخرين افسانه

و غروبي كه در ان

نقش ديوانگي يك عاشق

بر سر ديواري پيدا شد.

خلوتم را نشكن

خلوتم بس دور است

ز هواي دل معشوق سهند

خلوتم راه درازي ست ميان من و تو

خلوتم مرواريد است به دست صياد

خلوتم تير وكماني ست به دست ارش

خلوتم راه رسيدن به خداست

خلوتم را نشكن

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 10:54  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 10:50  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 11:5  توسط یلدا  | 

یک بار یک زن ۱۰ چتر داشته بعد همه چتراشو باز می کنه و میگیره بالای سرش وقتی چتراشو میشماره میبینه ۹ تا است حالا اگه گفتید اون یکیش کجاست؟
+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 19:21  توسط یلدا  | 

مگو من تا نشوی چون من (سخنی از شیطان)
+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:25  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:47  توسط یلدا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 15:45  توسط یلدا  | 

سلام

خیلی چاکریم

ما وارد شدیم به جمع وبلاگ نویسان

 

حالشو ببرین

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 16:7  توسط یلدا  |